وب موسوی

 

 

يكصد و پنجاه موضوع از قرآن و احاديث »

 1 - اگر انسان در زندگى دنيا نيازمند به الگوى معصوم است، قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام داراى عصمت و طهارت هستند و خداوند آن دو را با هم قرار داده كه از يكديگر جدا نخواهند شد .
 الف - «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» فصلت، 42
 ب - اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد: «انّ اللَّه طهّرنا و عصمنا و جعلنا شهداء على خلقه و حجته فى ارضه و جعلنا مع القرآن و القرآن معنا لا نفارقه و لا يفارقنا»  (وسائل 18 / 132)
 2 - اگر دل‏هاى انسان‏ها مرده است، به واسطه قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام زنده مى‏شود .
 الف - پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: «لا تغفل عن قرائة القرآن فانّ القرآن يحيى القلب...» (كنزالعمال 4032)
 ب - «انّ حديثنا يحيى القلوب» (بحار 2 / 151)
 3 - اگر روح ما مريض است به واسطه قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام شفا مى‏يابد :
 الف - «و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة» اسراء، 82
 ب - قال اميرالمؤمنين عليه السلام: «ذكرنا اهل البيت شفاء من الوعك والاسقام» (بحار 2 / 145)
 4 - اگر دل‏هاى ما به واسطه گناه تاريك شده، به واسطه قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام كه نور الهى هستند روشن مى‏شود .
 الف - «قد جاءكم من اللَّه نور و كتاب مبين» مائده، 15
 ب - «قد خلقكم اللَّه انواراً» (زيارت جامعه)
 5 - اگر انسان در دنيا محتاج به مركز خير و بركت است كه از آنجا بهره‏مند شود، قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام مظهر بركت و خيرات الهى هستند :
 الف - «و هذا الكتاب انزلناه مبارك» انعام، 92
 ب - پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در منزلت اهلبيت خويش مى‏فرمايد: «بهم يرزق اللَّه عباده و بهم يعمر بلاده و بهم ينزل المطر من السماء و بهم تخرج بركات الارض» (بحار 23 / 19)
 6 - اگر انسان در دنيا مى‏خواهد قدر و منزلت خود را بشناسد و اعتقاد و اخلاق و عمل خويش را ارزيابى كند، بهترين وسيله سنجش و ميزان براى شناسايى، قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام هستند، چراكه اين دو به عنوان ميزان معرفى شده‏اند :
 الف - امام باقر عليه السلام به جابر فرمود: «اِعرض نفسك على كتاب اللَّه» (بحار 78 / 163)
 ب - در روايت است: «انّ اميرالمؤمنين عليه السلام و الائمّة من ذريته هم الموازين» . (بحار 7 / 252)
 7 - اگر انسان در زندگى نيازمند به امام و رهبر و قائد و پيشواى معصوم است، قرآن و اهلبيت‏عليهم السلام به عنوان رهبر و پيشوا معرفى شده‏اند :
 الف - قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : «عليكم بالقرآن فاتّخذوه اماماً و قائداً» (كنزالعمال 4029)
 ب - در زيارت جامعه مى‏خوانيم: «انتم قادة الامم» .
 8 - اگر انسان در زندگى نيازمند به راهنما است، قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام بهترين راهنماى انسان به سوى سعادت هستند:
 الف - «هدىً للناس» بقره، 185 «هدىً للمتّقين» بقره، 2
 ب - «انما انت منذر و لكل قوم عاد» رعد، 7
 و نمى‏توان براى رسيدن به سعادت ابدى به يكى از دو يادگار پيامبر اكتفا كرد و جهت اينكه كلمه (اطيعوا) در آيه شريفه «اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» تكرار شده است، براى مردود ساختن قول كسانى است كه مى‏گويند (حسبنا كتاب اللَّه) و گمان مى‏كنند پيروى از احكام پيامبر كه در قرآن نيست واجب نمى‏باشد. اين آيه مى‏گويد سخنان پيامبر كه در قرآن نيست و لكن خود پيامبر در مواقع مختلفى به مسلمان‏ها فرموده، واجب الاطاعة است و سرّ اينكه كلمه (اطيعوا) درباره اولى الامر تكرار نشده آن است كه اطاعت آنان مانند اطاعت از پيامبر است .
 نكته قابل توجه اين است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: براى من كاغذى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد: «ائتونى بقرطاس اكتب لكم كتاباً لا تضلّوا بعدى» (امالى شيخ مفيد 409)
 در اينجا اين سؤال مطرح است كه مگر پيامبر چه مى‏خواست بنويسد كه متأسفانه بعضى مانع شدند؟ از حديث ثقلين استفاده مى‏شود كه پيامبر مى‏خواست موضوع قرآن و اهلبيت‏عليهم السلام را بنويسد زيرا در حديث ثقلين پيامبر فرمود اگر به قرآن و عترت تمسّك كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: «ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»
 پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم خواست آن مطلب شفاهى كه در خطبه خويش بيان نموده بود بطور كتبى نيز ثبت و ضبط گردد.
 9 - اگر انسان در عالم قيامت نيازمند به شفاعت و وساطت است تا از عذاب الهى رهايى يابد، قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام در صورت تمسّك به آنان شافع انسان خواهند بود :
 الف - قال على عليه السلام : «عليكم بالقرآن فانّه شافع مشفّع» (بحار 92 / 19)
 ب - حضرت رضا عليه السلام مى‏فرمايد: «غفران اللَّه و رحمته بشفاعتنا اهل البيت»
 (بحار 102 / 36)
 10 - اگر انسان در امور مادى بخواهد از قعر چاه طبيعت نجات پيدا كند، راهش آن است كه به ريسمان محكمى توسل جويد كه يك طرفش به دست او و سمت ديگرش به طرف بالا آويزان است، در امور معنوى نيز براى نجات از چاه تاريك هوى و هوس و غرايز حيوانى لازم است انسان به ريسمان محكمى تمسك بجويد تا بتواند از اين طريق خطرناك عبور كند .
 در روايات اسلامى آن ريسمان محكمى كه مى‏تواند انسان را نجات دهد قرآن كريم و اهلبيت پيامبر معرفى شده‏اند :
 الف - قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : «انى قد تركت فيكم الثقلين ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى و احدهما اكبر من الآخر كتاب اللَّه حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى الا و انهما لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض» (بحار 23 / 106)
 به چند نكته در مورد اين روايت توجه كنيد :
 1. اين روايت و مشابه آن با اختلاف مضامينى كه دارد در چهار مورد حسّاس بيان شده است: منى در مسجد خيف، عرفات، غدير خم، آخرين خطبه‏اى كه پيامبر در مسجد مدينه ايراد فرمودند. (احقاق الحق 9 / 309)
 2. افزون بر نقل اين حديث در صحاح اهل سنت، از هشتاد و دو طريق از دانشمندان شيعه نقل شده است . (اعيان الشيعه 1 / 370)
 3. بر پايه جمله «انّى تارك» قرآن كريم و اهلبيت: تركه و ميراث گرانقدرى است كه از پيامبر براى امت اسلامى به جا مانده است: زيرا پيامبر پدر امت است و همانگونه كه انسان از پدر جسمى ارث مى‏برد، از پدر روحى نيز ارث مى‏برد كه اين مايه تأمين سعادت ابدى او مى‏گردد .
 4. جمله «فيكم الثقلين» دلالت بر ارزش و عظمت اهلبيت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مى‏كند. چون ثقل (به كسر) يعنى سنگينى و (به فتح) به معناى نفيس بودن و مهم بودن است .
 5. بر اساس «لن يفترقا» قرآن و اهلبيت‏عليهم السلام تفكيك ناپذيرند، زيرا كتابى كه مى‏خواهد پاسخگوى نياز مردم باشد (هدى للنّاس) احتياج به معلّم و مفسّر دارد .
 6. از جمله‏ى «حتى يردا علىّ الحوض»، ابديت قرآن كريم و اهلبيت‏عليهم السلام استفاده مى‏شود .
 7. از جمله «لن تضلّوا ان اتبعتموها» كه در بعضى از روايات ديگر آمده است بر مى‏آيد كه قرآن و اهلبيت‏عليهم السلام بايد معصوم باشند وگرنه پيروى از آنها انسان را به گمراهى مى‏كشاند. پس همانگونه كه قرآن كريم معصوم است، «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه»، اهلبيت‏عليهم السلام نيز معصوم هستند . فصلت، 42
 8. اهلبيت تا روز قيامت از همه مردم بالاتر و برتر هستند زيرا پيامبر همه مسلمانان را تا قيامت دعوت به تمسّك به آنان فرمود، پس ممكن نيست كسى از ائمه اطهارعليهم السلام در علم و عمل و اخلاق بالاتر باشد و پيامبر بگويد كه به اينها متمسك شويد .
 9. امامت منحصر به اينهاست زيرا خطاب «ان تمسكتم» مطلق است و هيچ انسانى استثنا نشده است پس هركس غير از اينها ادعاى امامت داشته باشد، در حقيقت مأموم است نه امام

 



برچسب‌ها:
نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390ساعت 13:39 توسط mousavi313| ارسال نظر(0)


آخرين مطالب
Design By : ghalebeweblog.ir

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید